عاشقانه - فلسفی - ادبی و...

فهرست مطالب موجود در وبلاگ:

مجموعه1 – انسان بودن يعني اين که ...

مجموعه2 – زنده بودن را به بیداری بگذرانیم...

مجموعه3– ناخدایی که نمیداند مقصدش کجاست...

مجموعه4– اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم...

مجموعه5 – دل من ترانه دارد ، غم عاشقانه دارد...

مجموعه6 – نرسد دست تمنا چو به دیدار شما...

مجموعه7 – در عشق تو از بس که خروش آوردیم...

سایر مجموعه ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی ۱۳۹۲ساعت 14:47  توسط وحید | 

بربالین دوست بیماری عیادت رفته بودیم. پیرمرد شیک

وکراوات زده ای هم آنجاحضور داشت. چند دقیقه بعداز

ورودما اذان مغرب گفتند و آقای پیرکراواتی،باشنیدن اذان

،درب کیف چرم گرانقیمتش را بازکرد وسجاده اش را

درآورد و زودتر از سایرین مشغول خواندن نمازشد.!! برای

من جالب بود که یک پیرمردشیک وصورت تراشیده

کراواتی اینطورمقیدبه نماز اول وقت باشد بعد ازاینکه

همه نمازشان راخواندند من ازاو دلیل نمازخواندن اول

وقتش راپرسیدم؟ و اوهم قضیه نماز ومرحوم شیخ و

رضاشاه را برایم تعریف کرد... درجوانی مدتی ازطرف

سردار سپه(رضاشاه) مسئول اجرای طرح تونل کندوان

درجاده چالوس بودم ازطرفی پسرم مبتلا به سرطان

خون شده بود و دکترهای فرنگ هم جوابش کرده بودند و

خلاصه هرلحظه منتظرمرگ بچه ام بودم.!! روزی خانمم

گفت که برای شفای بچه، مشهد برویم و دست به

دامن امام رضا(ع) بشویم... آنموقع من این حرفها را

قبول نداشتم اما چون مادربچه خیلی مضطرب و دل

شکسته بود قبول کردم... رسیدیم مشهدو بچه را بغل

کردم و رفتیم وارد صحن حرم که شدیم خانمم خیلی آه

و ناله وگریه میکرد... گفت برویم داخل که من امتناع

کردم گفتم همینجا خوبه بچه را گرفت وگریه کنان داخل

ضریح آقارفت پیرمردی توجه ام رابه خودش جلب کردکه

رو زمین نشسته بود وسفره کوچکی که مقداری انجیر

ونبات خرد شده درآن دیده میشد مقابلش پهن بود و

مردم صف ایستاده بودند وهرکسی مشکلش را به

پیرمرد میگفت و او چند انجیر یا مقداری نبات درون

دستش میگذاشت و طرف خوشحال و خندان

تشکرمیکرد ومیرفت.! به خودگفتم ماعجب مردم احمق

وساده ای داریم پیرمرد چطورهمه رادل خوش كرده آنهم

با انجیر و تکه ای نبات..!! حواسم ازخانم و پسرم پرت

شده بود و تماشاگر این صحنه بودم که پيرمرد نگاهی به

من انداخت و پرسید: حاضری باهم شرطی بگذاریم؟

گفتم:چه شرطی وبرای چی؟ شیخ گفت :قول بده در

ازاء سلامتی و شفای پسرت یکسال نمازهای یومیه

راسروقت اذان بخوانی.! متعجب شدم که او قضيه مرا

ازکجا میدانست!؟ كمی فکرکردم دیدم اگرراست بگوید

ارزشش را دارد... خلاصه گفتم :باشه قبوله و بااینکه تا

آنزمان نماز نخوانده بودم واصلا قبول نداشتم

گفتم:باشه.! همینکه گفتم قبوله آقا، دیدم سروصدای

مردم بلند شد ودر ازدحام جمعیت یکدفعه دیدم پسرم از

لابلای جمعیت بیرون دوید ومردم هم بدنبالش چون

شفاء گرفته وخوب شده بود.!! منهم ازآن موقع طبق قول

وقرارم بامرحوم "حسنعلی نخودکی" نمازم را دقیق و

سروقت میخوانم.! اما روزی محل اجرای تونل کندوان

مشغول کار بودیم که گفتندسردارسپه جهت بازدید

درراهه و ترس واضطراب عجیبی همه جارا گرفت چرا که

شوخی نبود رضاشاه خیلی جدی وقاطع برخورد میکرد.!

درحال تماشای حرکت کاروان شاه بودیم که اذان

ظهرشد مردد بودم بروم نمازم را بخوانم یا صبرکنم بعداز

بازدیدشاه نمازم را بخوانم چون به خودم قول داده بودم

وبه آن پایبند بودم اول وضو گرفتم وایستادم به نماز..

رکعت سوم نمازم سایه رضاشاه را کنارم دیدم و خیلی

ترسیده بودم..!! اگرعصبانی میشدیاعمل منو توهین

تلقی میکرد کارم تمام بود... نمازم که تمام شد

بلندشدم دیدم درست پشت سرم ایستاده، لذا

عذرخواهی کردم وگفتم : قربان درخدمتگذاری حاضرم

شرمنده ام اگروقت شما تلف شد و... رضاشاه هم

پرسید :مهندس همیشه نماز اول وقت میخوانی!؟

گفتم: قربان ازوقتی پسرم شفا گرفت نماز میخوانم چون

درحرم امام رضا(ع)شرط کردم رضاشاه نگاهی به

همراهانش کرد وبا چوب تعلیمی محکم به یکی زد

وگفت: مردیکه پدرسوخته،کسیکه بچه مریضشو امام

رضا شفابده، ونماز اول وقت بخوانه دزد و عوضی

نمیشه.! اونیکه دزده تو پدرسوخته هستی نه این مرد.!

بعدها متوجه شدم،آن شخص زیرآب منو زده بود و

رضاشاه آمده بود همانجا کارم را یکسره کند اما

نمازخواندن من، نظرش راعوض کرده بود و جانم را خریده

بود.!! ازآن تاریخ دیگرهرجا که باشم اول وقت نمازم را

میخوانم و به روح مرحوم"حسنعلی نخودکی" فاتحه و

درود میفرستم....

(خاطره مهندس گرایلی سازنده تونل کندوان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی ۱۳۹۴ساعت 23:44  توسط وحید | 

چه زیبا گفت سهراب سپهری:

ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ

ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ

ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ

ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩی

ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩی

یکی ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ

ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ

ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ

ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ

ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ

ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ

ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ

ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پایین

ﭼﻪ ﺍﺳﻔﻠﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﻠﻴﺎ

ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ !...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:49  توسط وحید | 

فرض کنین اعتمادی که آدما بهتون دارن سرمایه‌ایه که تو بانک دارین

همیشه سعی کنین از سودش خرج کنین نه از اصل پول

**********************

ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﻣﻨﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺗﻘﻠﺐ ﮐﻨﻪ !

ﺍﻭﻧﻢ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ،

ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﮐﺮﺩ

**********************

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﮔﻮﮔﻞ ﺳﺮﭺ ﮐﺮﺩﻩ

ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ!

ﮔﻮﮔﻞ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ:

ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﻢ ...!

**********************

عاقا مورد داشتيم دختره فهميده لاين داره فــــ.يلتر ميشه

پست گذاشته: 

مقام قضايي عجقم ، چلا ميخواي لاين و فيــــ.لتر كني ، قلبونت بلم ، اگه

لاين وفـــ.يلتر كني منم جوجو ميشم جيك جيك ميتونم، بعد ديگه چطوري

بگلدم دنبال شوهر؟؟؟؟

گفته ميشه اون مسؤل قضايي ٩٠ ضربه چاقو به خودش زده و در آخرين

لحظات عمرش فيــــ.لترينگ لاين رو برای همیشه كنسل كرده...

**********************

دیروز یه موتوری افتاده بود زمین

رفتم بهش گفتم الان زنگ میزنم اورژانس

موبایلشو داده میگه

نه فقط یه عکس تو همین حالت ازم بگیر بزارم واتس آپ

**********************

محققین معتقدند اگربه لیمو شیرین تلخ شده سرکه و اب لبو ومقداری

جوش شیرین اضافه کند وبه مدت ده دقیقه ، بجوشانید و سپس صاف کرده

ان را با کمی نعنای خشک مخوط کنید وده روز در معرض نور غیر مستقیم

افتاب قرار دهید که بطوری مواظب با شید که گرد غبار بر روی ان ننشیند

دیگر بیکار نخواهید بود

**********************

دعای یک مرد:

خدایا کودکی ام را دادی و گرفتی

جوانی ام را دادی و گرفتی

چند ساله که زن دادی

خواستم یادآوری کرده باشم !

**********************

طرف توی دستشویی بوده که برق می ره. جیغ می زنه. زنش می گه:

برق رفته، چرا جیغ می زنی؟ می گه: فکر کردم زیاد زور زدم کور شدم!

**********************

نقل است روزی شیخ و مریدانش در راهی بودند به ناگاه مگسی دیدن

پریشان حال که مادام اوق میزد! شیخ از مگس دلیل پریشان حالیش را

جویا شد مگس به شیخ گفت: در حال اطعام مدفوع بودم که در آن مو یافتم

پس شیخ و مریدانش جامه بدریدند و سر بر کوه بگذاشتند

+ نوشته شده در  شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 23:36  توسط وحید | 

امیدوارم آنقدر خوب باشیم و زیبا زندگی کنیم

که وقتی از خط پایان زندگی می گذریم کسی دست نزند …

**********************
دنبال کسی نباشید که همه مشکلات شما را حل کند

دنبال کسی باشید که نگذارد به تنهایی با آن مشکلات روبرو شوید !

**********************
ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند …

چنان قوی باشید که از آدم های نالایق بگذرید

و آنقدر صبور که برای آدم های لایق به انتظار بنشینید !

**********************
اگر نمی توانی مدادی باشی که خوشبختی یک نفر را بنویسد

پس حداقل سعی کن پاک کنی باشی که غم کسی را پاک کند !

**********************

آرزوهایت را کنار نگذار

دنیا بالاخره مجبور می شود با دلت کنار بیاید !

**********************
برای انسان های موفق هفت روز هفته

هفت امروز است و برای دیگران هفت روز هفته ، هفت فردا !

**********************

مراقب باش

بعضی حرف ها فقط قابل بخشش هستند

نه فراموش شدن

**********************
زندگی، اتفاقِ نادریست که

برای بعضی از زنده ها می افتد !

**********************

امید یعنی اینکه بدونی برای انجام کارهای بزرگ

همیشه نمیشه یک گام بزرگ برداشت

گاهی وقت ها هم باید یه عالمه گام کوچیک برداریم !

**********************

فقط با دوست می توان قهر کرد غریبه ناز ما را نمی کشد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 21:37  توسط وحید | 
التماس دعا

مردي در حالي كه به قصرها و خانه هاي زيبا مينگريست

به دوستشگفت: وقتي اين همه اموال رو تقسيم ميكردن ما

كجا بوديم. دوست او دستش رو گرفت و به بيمارستان برد و گفت:

وقتي اين بيماريها رو تقسيم ميكردن ما كجا بوديم!!!!

خدايا واسه داده ها و نداده هات شكر... 

الهی!یک ذهن آرام.....

یک تن سالم......

یک خواب شیرین....

یک خیال راحت...

یک روز قشنگ.....

یک خبر خوش......

یک خوشی از ته دل....

نصیب همه دوستان کن.... آمین

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۳ساعت 0:14  توسط وحید | 

خدایا از تو معجزه میخواهم 

 

معجزه ای بزرگ در حد خدابودنت

 

تو خود بهتر میدانی

 

معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند…

 

نا امید نیستم …فقط دلتنگم…..

 

**************************

و همین روزمــرگــی هاسـت ..

 

حاشیــه ســازِ لبخنـــدهــامان

 

تـو امـــــا ٬

 

از آنِ هر لــحظـه مـی شوی

 

قــلم میـــزنــی ..

 

تــراژِدی های تـمـــام روزگــارم را !

 

**************************

هــی آدم دلــش میــخواهـد

 

کفــش هاش را دربیــاورد ،

 

یواشکی نوک پـــا , نوک پــا …

 

از خودش دور شــود ،

 

دور دور دور...

 

**************************

گاه گاهی سفر کن

 

به حوالی دلت،

 

شاید خاطره ای

 

منتظر لمس نگاهت باشد

 

**************************

ﮔـﺎﻫـی ﺍﻳـﻨـﮑـﻪ ﺻـﺒـﺢ ﻫـا

 

ﺩﻟـﺖ ﻧـﻤـﻲ ﺧـﻮﺍﺩ ﺑـﻴـﺪﺍﺭ ﺑـﺸـﻲ ..

 

ﻫـﻤـﻴـﺸـﻪ ﻧـﺸـﻮﻧـﻪ ی ﺗـﻨـﺒـﻠـی ﻧـﻴـﺴـﺖ !

 

خسته ﺍی ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـی …!

 

ﻧـﻤـی ﺧـﻮﺍی ﻗـﺒـﻮﻝ ﮐـﻨـی

 

ﮐـﻪ ﻳـﮏ ﺭﻭﺯِ ﺩﻳـﮕـﻪ ﺷـﺮﻭﻉ ﺷـﺪﻩ …

 

**************************

هنوز منتظرم

 

وسط یک شب بارانی

 

که از شدت تب عرق کرده ام

 

بیدارم کنی و بگویی

 

چیزی نیست

 

خواب می دیدی…

 

**************************

پیراهنم را اتو می زنم

 

کفش ها را دستمال می کشم

 

زندگی اما

 

مرتب نمی شود…

 

**************************

دیشب خسته تر از هر روز بودم …

 

کاش میشد گوشه ای می نوشتم

 

"خدایا خیلی خسته ام" ، فردا صبح بیدارم نکن !!!

 

**************************

قلبم یک خط در میان می زند…

 

زود نیست؟

 

دست هر پیر زنی را گرفتم

 

گفته "پیر شی مادر..."

 

خدایا نکند در جوانی پیر شدم …

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم تیر ۱۳۹۳ساعت 20:24  توسط وحید | 

به سلامتى برق که هروقت رفت اومد !

 

***********************

هر موقع اومدیم برای یکی ارزش قائل شیم

 

قبلا توسط یه نفر دیگه قیمت گذاری شده بود !

 

***********************

امشب قرص هایم آلزایمر گرفتند

 

یادشان رفته که خواب اورند نه یاد آور

 

***********************

بیایید تا هستیم یکدیگر را لمس کنیم

 

سنگ قبر احساس ندارد

 

***********************

ﺧﺪﺍﯾﺎ

 

ﺩﻟﻢ ﻣﺮﻫﻤﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﻮﺩﺕ

 

ﻧﺰﺩﯾﮏ   ﺑﯽ ﺧﻄﺮ   ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ   ﺑﯽ ﻣﻨﺖ

 

***********************

تند رفتن که نشد مردی

 

عشق است که بر گردی

 

***********************

گرگی که مرا شیر دهد میش من است

 

بیگانه اگر وفا کند خویش من است

 

***********************

یه کم با من راه بیا

 

تنهایی به جایی نمی رسم !

 

***********************

رفیق دلتنگ که شدی پیش من بیا

 

کمی غصه هست با هم میخوریم

 

***********************

در قطار زندگی

 

مواظب خودت باش رفیق

 

روزگاریست که ریزعلی ها

 

قطار را فدای یک پیراهن میکنن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۳ساعت 11:52  توسط وحید | 

Everything is okay in the end

If it’s not okay, then it’s not the end

هرچیزی آخرش درست میشه

اگه درست نشد پس آخرش نیست


Don’t cry over anyone who won’t cry over you

برای کسی که برات گریه نمی کنه، گریه نکن

Good friends are hard to find, harder to leave

and impossible to forget

پیدا کردن دوستان خوب سخته، ترک کردنشون سخت تره

و فراموش کردنشون غیرممکنه


You can only go as far as you push.

هر چی هل بدی همونقدر جلو می ری


Actions speak louder than words.

کارها بلندتر از کلمات حرف می زنن

The hardest thing to do is watch the one you love

love somebody else

سخت ترین چیز، اینه که ببینی کسی رو که دوست داری

عاشق یکی دیگه باشه


If you think that the world means nothing, think again

You might mean the world to someone else

اگه فکر می کنی که دنیا معنایی نداره، یکبار دیگه فکر کن

شاید بتونی با یکی دیگه دنیا رو معنا کنی


When it hurts to look back

and you’re scared to look ahead

you can look beside you and your best friend will be there

وقتی نگاه کردن به عقب سخته و ازنگاه کردن به جلو

می ترسی، کنارتو نگاه کن و بهترین دوستت اونجا خواهد بود

Good friends are like stars…

You don’t always see them

but you know they are always there

دوستان خوب مثل ستاره ها می مونن

همیشه اونا رو نمی بینی ولی میدونی همیشه هستن

 

Don’t frown

You never know who is falling in love with your smile

اخم نکن

هیچ وقت نمی دونی چه کسی با لبخندت، عاشقت میشه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۲ساعت 10:0  توسط وحید | 

حقیقتی کوچک

برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند

 اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

تلاش سخت   Hard work
 H+A+R+D+W+O+ R+K
 8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

دانش    Knowledge
 K+N+O+W+L+E+ D+G+E
 11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%

عشقLove
 L+O+V+E
 12+15+22+5=54%

خیلی از ما فکر میکردیم اینها مهمترین باشند مگه نه؟!!!
پس چه چیز 100% را میسازد؟؟؟


پول    Money
 M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%

پس برای رسیدن به اوج چه کنیم؟

نگرش    Attitude
 1+20+20+9+20+21+4+5=100%

اگر نگرشمان را به زندگی، گروه و کارمان عوض کنیم

زندگی 100% خواهد شد.

نگرش همه چیز را عوض میکند

نگرشت را عوض کن همه چیز عوض می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ساعت 9:3  توسط وحید | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
دی ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
آرشيو
پیوندها
مهسا
آواي عشق
مجموعه داستانهای متفاوت
من مینا 17 ساله
فرشته ی بی قرار
كمي باراني تر
I"m with you
زهرا مشیر
نسيمه
ترسیم عشق
نرگس
بیاعشق کن
عشق و جدايي
انتظار تلخ
نيلوفر
بررسی احکام زرتشت
وفاي غم
مهرنوش
مطالب دوست داشتني
nicky
مسافر
فرشته
دنياي عاشقان ايراني
وبلاگ اشعار نيما يوشيج
ادبی و اجتماعی
*نسيم*
كلبه ي دوستان *نرگس*
شور شیدایی
رازهای موفقیت در زندگی
دالان دلتنگی مهتاب
دلتنگ باران
* نسیم (ستاره شب)
نسیم ( چار دیواری من)