مجموعه 130

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم!

**********************

پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم

اگر نمی آیی

اینقدر پنجره ها را زجر ندهم

چشم هایم بهجهنم !

********************** 

هر جا اراده ای هست ، راهی نیز وجود دارد

********************** 

اقیانوسی بزرگ باشی یا برکه ای کوچک، مهم نیست...

زلال که باشی آسمان در تو پیداست

 **********************

نشان مرد خدا

سخاوتي چون دريا , شفقتي چون ‌آفتاب و تواضعي چون زمين است

 **********************

براي زندگي فكر كنيد , ولي غصه نخوريد

ديل كارنگي

 **********************

زندگي مثل قالي ايراني زيباست ولي درك معناي آن مشكل است

آلدوس هاكسلي

********************** 

بدون وجد و شوريدگي , هيچ چيز بزرگي به دست نمي ‌آوريد

امرسون

 **********************

مردم اشتباهاتشان را روي هم مي ريزند و غولي به نام تقدير مي سازند

جان هاينر

 **********************

راز خوشبختي در اين است كه بدانيد ديگران دليل خوشبختي شما هستند

لرد تنيسون

 

گل آفتابگردان

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا

ما همه‌ آفتابگردانیم

اگر آفتابگردان‌ به‌ خاک‌ خیره‌ شود و به‌ تیرگی، دیگر آفتابگردان‌ نیست.

آفتابگردان‌ کاشف‌ معدن‌ صبح‌ است‌ و با سیاهی‌ نسبت‌ ندارد.

اینها را گل‌ آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت‌ و من‌ تماشایش‌ می‌کردم‌ که‌

خورشید کوچکی‌ بود در زمین‌ و هر گلبرگش‌ شعله‌ای‌ بود و

دایره‌ای‌ داغ‌ در دلش‌ می‌سوخت

آفتابگردان‌ به‌ من‌ گفت: وقتی‌ دهقان‌ بذر آفتابگردان‌ را می‌کارد،

مطمئن‌ است‌ که‌ او خورشید را پیدا خواهد کرد

آفتابگردان‌ هیچ‌ وقت‌ چیزی‌ را با خورشید اشتباه‌ نمی‌گیرد

 اما انسان‌ همه‌ چیز را با خدا اشتباه‌ می‌گیرد.

آفتابگردان‌ راهش‌ را بلد است‌ و کارش‌ را می‌داند. او جز دوست‌ داشتن

آفتاب‌ و فهمیدن‌ خورشید، کاری‌ ندارد.

او همه‌ زندگی‌اش‌ را وقف‌ نور می‌کند، در نور به‌ دنیا می‌آید و در نور می‌میرد

نور می‌خورد و نور می‌زاید.

دلخوشی‌ آفتابگردان‌ تنها آفتاب‌ است.

آفتابگردان‌ با آفتاب‌ آمیخته‌ است‌ و انسان‌ با خدا.

بدون‌ آفتاب، آفتابگردان‌ می‌میرد؛ بدون‌ خدا، انسان.

آفتابگردان‌ گفت: روزی‌ که‌ آفتابگردان‌ به‌ آفتاب‌ بپیوندد، دیگر آفتابگردانی‌

نخواهد ماند و روزی‌ که‌ تو به‌ خدا برسی، دیگر «تویی» نمی‌ماند.

و گفت‌ من‌ فاصله‌هایم‌ را با نور پر می‌کنم، تو فاصله‌ها را چگونه‌ پُر می‌کنی؟

آفتابگردان‌ این‌ را گفت‌ و خاموش‌ شد.

گفت‌وگوی‌ من‌ و آفتابگردان‌ ناتمام‌ ماند.

زیرا که‌ او در در آفتاب‌ غرق‌ شده‌ بود.

جلو رفتم‌ بوییدمش، بوی‌ خورشید می‌داد.

تب‌ داشت‌ و عاشق‌ بود.

خداحافظی‌ کردم، داشتم‌ می‌رفتم‌

که‌ نسیمی‌ رد شد و گفت: نام‌ آفتابگردان‌ همه‌ را به‌ یاد آفتاب‌ می‌اندازد

 نام‌ انسان‌ آیا کسی‌ را به‌ یاد خدا خواهد انداخت؟

آن‌ وقت‌ بود که‌ شرمنده‌ از خدا رو به‌ آفتاب‌ گریستم...

مجموعه129

هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید

اول ، آنچه نیستید

دوم ، همه ی آنچه هستید...

**************

هیچ وقت خودت را باد نکن

چرا که کوچک ترین سوزن تو را می ترکاند !

**************

گرایش تو به آن کس که تو را نمیخواهد سبب خواری توست  . . .

**************

آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه . . .

**************

قبل از اینکه فکرت کار دستت بده ، تو یه کاری دستش بده !

**************

این محنتی که از تنگی قفس می کشیم

کفران نعمتی است که در باغ کرده ایم . . .

**************

هوس

صد شرف دارد

به عشقی دروغی

که ریاکارانه خیانت می کند . . .

**************

اگر ، در کار ما “اگر” نباشد، بی شک پیروز خواهیم شد . . .

**************

درد و رنجی که مرا می شکند

تراشی است که به الماس می دهند . . .

**************

همیشه شیرین نباش

فرهاد

گاهی باید طعم دیگری را تجربه کند . . .