مجموعه 157

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺷﯿﺮﯼ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻫﻮﯾﯽ ﺩﻭﯾﺪ

ﺁﻫﻮ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺩﻭﯾﺪ ﺳﭙﺲ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺷﯿﺮ ﮔﻔﺖ :

ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ

ﻫﻤﺶ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻦ

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺷﯿﺮﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺨﺮﻩ !
************************
ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺎﺭ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﯾﮑﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺫﺭﺕ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ !

************************

ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﯽ نمیشم

ﻓﮏ ﮐﻨﻢ ﺧﺮ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻣﺮﺩﻩ !

************************

به نظر من توی این بازیهای ایرانی

موقع سوختن ، جای « گیم اور » بنویسن "ر*یدی" خیلی بهتره !

هم بومیه هم منظور رو بهتر میرسونه

************************

الان بچه هفت ساله تخت 2نفره داره

زمان ما، میذاشتن ما رو پاهاشون

به حالت سانتریفوژ اینقد تکون میدادن

تا پلاسمای خونمون جدا میشد میخوابیدیم !

************************

یا علی گفتیم میزو بلند کنیم

اشتباهی عشق آغاز شد !

************************

ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺑﺎﺷﻪ

ﺍﺧﻼﻗﺶ ﺑﺎ ﻟﻮﺍﺷک ﭘﺎﺳﺘیل ﻮ ﺍﺳﻤﺎﺭﺗﯿﺰ ﻭ ﺁﻟﻮﭼﻪ

و آﻟﻮ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ!

************************

اگر فکر میکنید با یک لبخند میتونید کسی رو خوشحال کنید

ازش دریغ کنید بزارید دهنش سرویس بشه !

************************

یه ﺷﻐﻞ ﻭﺍﺳﻪ ﺁﯾﻨﺪﻡ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻢ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﻭ ﭘﺮ ﺳﻮﺩ

ﮐﻨﺎﺭ ﯾﻪ ﺑﻼﻝ ﻓﺮﻭﺵ ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻢ

ﻧﺦ ﺩﻧﺪﻭﻥ ﺳﺎﻧﺘﯽ ﻣﯿﻔﺮﻭﺷﻢ!

ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ ، ﮐﻠﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﻮﺷﻪ !

مجموعه 156

نه صدایش را نازک می کرد و نه دستانش را ” آردی ” . . .

از کجا باید به ” گرگ ” بودنش شک میکردم ؟

************************
وقتی اومدی نفهمیدم کی اومده

وقتی به‌ من گفتی نفهم فهمیدم که چرا باید بری . . .

************************

فراموش کردنت برایم مثل آب خوردن بود !

از همان آب هایی که میپرد توی گلو و سالها سرفه میکنیم 

************************

آدما به بدی وقتایی که ازشون ناراحتیم نیستن

به خوبی لحظه هایی که باهاشون خوش میگذرونیم هم نیستن

************************

وقتی تــو حرفهایم را نمیخوانی . . . چــه تفاوتی دارد ؛

کـه حـــرف دلم را بـنـویـسـم یـا از بغل دستی ام کپی کنم !

************************

همونایی که خنده هاشون گوشه فلک رو کر می کنه . . .

همونایی هستن که صدای گریه های آرومشونو

حتی بالشتشون نمی شنوه !

************************

بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن

همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان !

************************

هـــرگـــز به گذشته برنگـــرد؛

اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشت،

هیچوقت یک پرنسس نمیشد...

************************

اگه هشت بارم ایزوگامت کنن بازم معرفت پس میدی

************************

یه وقتایى حس آخرین بیسکوئیت مونده تو بسته ساقه طلایی

رو دارم!

شکسته و تنها…

سنجاقک

گاهی یک سنجاقک ، به تو دل میبندد

و تو هر روز سحر


می نشینی لب حوض


تا بیاید از راه


از خم پیچک نیلوفرها


روی موهای سرت بنشیند


یا که از قطره آب کف دستت بخورد


گاه یک سنجاقک، همه ی معنی یک زندگی است