مجموعه 102

صدایم خیس و بارانی است

نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است

-----------------------------------------------------

آزادیم از دام هوس نیست ولی کاش

صیاد مرا گاه بدین سو، گذری بود

-----------------------------------------------------

با پای دل قدم زدن آن هم کنار تو

باشد که خستگی بشود شرمسار تو

در دفتر همیشه ی من ثبت می شود

این لحظه ها عزیزترین یادگار تو

-----------------------------------------------------

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم

چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم

بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد

دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم

-----------------------------------------------------

تو از دردی که افتادست بر جانم چه می دانی؟

دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی

تمام سعی تو کتمان عشقت بود در حالی

که از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی

-----------------------------------------------------

چشم من چشمه ی زاینده ی اشک

گونه ام بستر رود

کاشکی همچو حبابی بر آب

در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود…

-----------------------------------------------------

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

-----------------------------------------------------

باز هم با نام تو افسا نه اى گلریز شد

باز هم در سینه ام عشق تو شور انگیز شد

باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگیر میشوم

باز هم با یاد تو سر شار رویا میشوم

-----------------------------------------------------

دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست

کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست

-----------------------------------------------------

بیا ای همنشین سرد پاییز

به آواهای شب هایم در آمیز

بیا ای رنگ مهتاب بلورین

تو شعر تازه ای در من برانگیز

خدا نگه دار

عشق

همچون نسیم می وزد

شادمانی کن

و تن به آن بسپار

و هنگامی که می رود

تنها بگو :

خدا نگهدار …

 

مجموعه 101

به کدامین شهر نگاهت بخشم دل بی تابم را

تو تمنای دلی هر شب و هر خوابم را

-----------------------------------------------------

نمیدانم چرا بیمارم امشب

سکوتی خفته در گفتارم امشب

غم اشک دلم آهسته میگفت

پریشان از فراق یارم امشب

-----------------------------------------------------

فدایت ای گل زیبای هستی

نمیدانم کجا بی من نشستی

قشنگی های فردایم تو هستی

یگانه گنج دنیایم تو هستی

-----------------------------------------------------

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم

داروی دردم گر تویی، در اوج بیماری خوشم

-----------------------------------------------------

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه…

-----------------------------------------------------

جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم

هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم

-----------------------------------------------------

با آواز خود شب را شکستی

ولی من بی دریچه مانده ام باز

هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟

ز یاران باز هم جا مانده ام باز ...

-----------------------------------------------------

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبر دار نباشی...

-----------------------------------------------------

بی پنجره ای ، غریبه ای  در وهمی

عشق است اگر از آن نداری سهمی

فهمیدن عشق عاشقی می خواهد

یک روز بزرگ می شوی می فهمی . . .

-----------------------------------------------------

بي تو اينجا همه در حبس ابد تبعيدند

سالها هجري و شمسي همه بي خورشيدند

( نظر يادتون نره! )

برداشت آزاد!

روزگاری ماهم ای گل چون تو یاری داشتیم

این چنین رسوا نبودیم ، اعتباری داشتیم

ما که امروز این چنین افتاده ایم از چشم خلق

روزگاری سر در آغوش نگاری داشتیم

ای که در فصل خزانم دیده ای با پشت خم

این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم . . .

---------------------------------------------

بی تو آتشکده و شیشه و سنگ است دلم

نفسی با دل من باش که تنگ است دلم

---------------------------------------------

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس

سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم

کوشش رود به دریا شدنش می ارزد . . .

---------------------------------------------

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش

“دوستان مرا از یاد نبرند . . .”

---------------------------------------------

خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

شروع کن ، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من . . .

---------------------------------------------

ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.

---------------------------------------------

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

---------------------------------------------

اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد

 اُرد بزرگ

---------------------------------------------

اگر ای عشق پایان تو دور است

دلم غرق تمنای عبور است

برای قد کشیدن در هوایت

دلم مثل صنوبرها صبور است ...

هر گز از یاد مبر...

كوله بارت بر بند!

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد

كه به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

و بفهمیم كه یك عمرچه غافل بودیم

می شود آسان رفت

می شود كاری كرد كه رضا باشد او

ای سبك بال در این راه شگرف

در دعای سحرت

در مناجات خدایی شدنت

هر گز از یاد مبر

من جا مانده بسی محتاجم!

مجموعه 100

دلتنگ تو امروز شدم تا فردا

فردا شد و باز هم تو گفتی فردا

امروز دلم مانده و یک دنیا حرف

یک هیچ به نفع دل تو تا فردا

---------------------------------------------

دیگر در این قمار نباید زیان دهم

بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش

چون بوته زار دست برایش تکان دهم .

---------------------------------------------

با هر بهانه و هوسی عاشقت شده است

فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است

چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود

گیرم که برکه ای ، نفسی عاشقت شده است .

---------------------------------------------

دلم بهانه میکند طلوع دیدن تو را

تا به کجا دلم کشد حسرت دیدن تو را ؟

---------------------------------------------

عشق من ، با تو نگاهم زیباست

ابرهای تیره ی غم رسواست

شعر و غزل بهانه اند که بگویم

آری ، بی تو دلم تنهاست

---------------------------------------------

دلم را مبتلایت کرده بودم

خودم را خاک پایت کرده بودم

ندانستم که بی مهری وگرنه

همان اول رهایت کرده بودم

---------------------------------------------

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

نذری بپزم ، پخش کنم  خانه به خانه !؟

---------------------------------------------

گریه کردم اشک بر داغ دلم مرحم نشد

ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

در گلستان گل بسیار بوییده ام

ولی از هزاران گل گلی همچون تو پیدا نشد

---------------------------------------------

هیچ دانی که سحرگاه چرا میخندد ؟

چون ثبات فلک  و کار جهان میبیند

به بقای خود و بر غفلت ما میخندد . . .

---------------------------------------------

نازنین غصه نخور قصه نویس تو خداست

همه نا رفیقن و تنها رفیق تو خداست . . .