روزگاری ماهم ای گل چون تو یاری داشتیم

این چنین رسوا نبودیم ، اعتباری داشتیم

ما که امروز این چنین افتاده ایم از چشم خلق

روزگاری سر در آغوش نگاری داشتیم

ای که در فصل خزانم دیده ای با پشت خم

این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم . . .

---------------------------------------------

بی تو آتشکده و شیشه و سنگ است دلم

نفسی با دل من باش که تنگ است دلم

---------------------------------------------

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد

و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس

سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم

کوشش رود به دریا شدنش می ارزد . . .

---------------------------------------------

خدایا به فرشتگانت بسپار در لحظه لحظه نیایش خویش

“دوستان مرا از یاد نبرند . . .”

---------------------------------------------

خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

شروع کن ، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من . . .

---------------------------------------------

ما از تجربه کردن می‌آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی‌آموزد.

---------------------------------------------

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

---------------------------------------------

اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد

 اُرد بزرگ

---------------------------------------------

اگر ای عشق پایان تو دور است

دلم غرق تمنای عبور است

برای قد کشیدن در هوایت

دلم مثل صنوبرها صبور است ...