زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
و دلم بس تنگ است
بی خیالی سپر هر درد است
باز هم می خندم
آنقدر می خندم که غم از رو برود
*******************************
لحظه هایی هست که دل واقعاً برایت تنگ می شود
من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام
*******************************
پیش چشمت خطاست شعر قشنگ
چشمت از شعر من قشنگ تر است
من چه گویم که در پسند آید
دلم از این غروب تنگ تر است
*******************************
دل اگر بهر عزیزان نشود گاهی تنگ
نامش هرگز ننهم دل ، که به آن گویم سنگ
*******************************
منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم
مقصرش دلتنگیه ، من که گناهی ندارم
*******************************
مثل آن مسجد بین راهی تنهایم...
هر کس هم که می آید مسافر است می شکند ...
هم نمازش را، هم دلم را ...
و می رود
*******************************
کمی گیجم کمی منگم عجیب است
پریده بی جهت رنگم عجیب است
تو را دیدم همین یک ساعت پیش
برایت باز دلتنگم عجیب است
*******************************
تـو راحت بـخواب ...
من مـشق گریه هایـم هـنوز مـانده
*******************************
در دل دردیست از تو پنهان که مپرس
تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس
با این همه حال و در چنین تنگدلی
جا کرده محبت تو چندان که مپرس
*******************************
هر لحظه در کنار منی عاشقانه تر
با قلب عاشق و بدنی عاشقانه تر
تکرار شو حوالی دستان خسته ام
شاید مرا رقم بزنی عاشقانه تر