در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود

در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میشود حتی برای دیدن پروانه ها

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود

هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

---------------------------------------------

گر تو را با ما تعـلـق نیسـت ، مارا شـوق هست

گر تو را بی ما صبوری هست ، ما را تاب نیست

---------------------------------------------

زندگی در گذر حادثه هاست

گاه تلخ است و گهی شیرین است

دل ما در پس این تلخی و شیرینی هاست

صاف و صادق بماند زیباست

---------------------------------------------

طرحي ز موج بر دل مردابيم بکش...

امشب دلم بهانه دريا گرفته است...!

---------------------------------------------

دست من گیر که این دست همان است که من

بارها در غم هجران تو بر سر زده ام . . .

---------------------------------------------

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد

اگر از شهر غم رفتی  مرا هرگز مبر از یاد . .

---------------------------------------------

هیچکس هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا

چه می دانی تو از دیروز چه می دانم من از فردا

همین یک لحظه را دریاب که فردا می شوی تنها

---------------------------------------------

نگو بار گران بودیم و رفتیم

نگو نامهربون بودیم و رفتیم.

آخه اینها دلیل محکمی نیست

 بگو با دیگران بودیم و رفتیم

---------------------------------------------

سکوتم را به باران هدیه کردم

تمام زندگی را گریه کردم

نبودی در فراق شانه هایت

به هر خاکی رسیدم گریه کردم

---------------------------------------------

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کس جای در این منزل ویرانه ندارد

دل را به کف هر که دهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد