بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم

تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم . . .

***********************************

بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست

شبهای پر از درد که فردا شدنی نیست

گفتم که برایت بفرستم دل خود را

افسوس که چون نامه دلم تا شدنی نیست

***********************************

یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم

گردش به حریم با صفایت بکنم

آشوب دلم به من چنین فرمان داد

در سجده بیفتم و دعایت کنم . . .

***********************************

دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی

بالی به هوای دانه ی ما نزدی

دیری ست دلم چشم به راهت دارد

ای عشق سری به خانه ی ما نزدی . . .

***********************************

در سینه دلی به وسعت غم دارم

بر زخم دلم نیاز مرهم دارم

هر چیز برای خود فراهم کردم

در زندگی ام تو را فقط کم دارم . . .

***********************************

معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟

من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست ؟

از تو هم دل کندم و هرگز نپرسیدم ز خویش

چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست ؟

***********************************

ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی

ماه پشت ابر پنهان شد گمان کردم تویی

ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد گمان کردم تویی . . .

***********************************

یا رب دل دوستان ، پر از غم نکنی

از تیر قضا قامتشان خم نکنی

ای چرخ ، تو را به حق قرآن سوگند

یک مو ز سر رفیق من کم نکنی

***********************************

لحظه های خسته ام را بی نگاهت رنگ نیست

در فضای سینه ام جز یاد تو آهنگ نیست . . .

***********************************

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت من را

ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم