مجموعه 112
بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم
تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم . . .
***********************************
بی تو پیمودن شب ها شدنی نیست
شبهای پر از درد که فردا شدنی نیست
گفتم که برایت بفرستم دل خود را
افسوس که چون نامه دلم تا شدنی نیست
***********************************
یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم
گردش به حریم با صفایت بکنم
آشوب دلم به من چنین فرمان داد
در سجده بیفتم و دعایت کنم . . .
***********************************
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی
بالی به هوای دانه ی ما نزدی
دیری ست دلم چشم به راهت دارد
ای عشق سری به خانه ی ما نزدی . . .
***********************************
در سینه دلی به وسعت غم دارم
بر زخم دلم نیاز مرهم دارم
هر چیز برای خود فراهم کردم
در زندگی ام تو را فقط کم دارم . . .
***********************************
معنی بخشیدن یک دل به یک لبخند چیست ؟
من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست ؟
از تو هم دل کندم و هرگز نپرسیدم ز خویش
چاره ی معشوق اگر عاشق از او دل کند چیست ؟
***********************************
ناگهان آیینه حیران شد گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد گمان کردم تویی
ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد گمان کردم تویی . . .
***********************************
یا رب دل دوستان ، پر از غم نکنی
از تیر قضا قامتشان خم نکنی
ای چرخ ، تو را به حق قرآن سوگند
یک مو ز سر رفیق من کم نکنی
***********************************
لحظه های خسته ام را بی نگاهت رنگ نیست
در فضای سینه ام جز یاد تو آهنگ نیست . . .
***********************************
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت من را
ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم