در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟

تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟

با آنکه ز ما یاد نکردی...

ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟

*******************************

اشک چشمام جمع شده

یواش یواش سنگ شده

خبر داری چه اندازه

دلم برات تنگ شده ؟

*******************************

آسمانم دلم برای تـو آنقدر تنگ می شود که آغـوشم

برایـــش کهکشان است !!

*******************************

هروقت می بینمت اروم آرومم

وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه

وقتی صداتو نمیشنوم دلم تنگ تنگ

ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه

*******************************

دلم را که مرور میکنم

تمام آن از آن توست

فقط نقطه ای از آن خودم...

روی آن نقطه هم

میخ میکوبم

و قاب عکس تو را می آویزم...

*******************************

یک سوزن از ابروی تو

با یک نخ از گیسوی تو

آرام می دوزد به هم

چشم مرا با روی تو

*******************************

آسمان فرصت پرواز بلند است ولی

قصه این است چه اندازه کبوتر باشی ...

*******************************

می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور

دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور

بوی چشمان تو را میرساند به مشام

می دهد آرامش ، به دل نا آرام

*******************************

خواب هایت را با که شریک میشوی نميدانم

اما هنوز

شـریک تمام بیخوابی های من تـویی !!

*******************************

سالهاست که معنای این را نفهمیده ام

“رفت و آمد” یا “آمد‌ و رفت” ؟

آدمها می‌روند که برگردند ، یا می‌آیند که بروند...