مجموعه 120
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟
با آنکه ز ما یاد نکردی...
ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
*******************************
اشک چشمام جمع شده
یواش یواش سنگ شده
خبر داری چه اندازه
دلم برات تنگ شده ؟
*******************************
آسمانم دلم برای تـو آنقدر تنگ می شود که آغـوشم
برایـــش کهکشان است !!
*******************************
هروقت می بینمت اروم آرومم
وقتی نمی بینمت قلبم می لرزه
وقتی صداتو نمیشنوم دلم تنگ تنگ
ولی چون دلتنگ توام برام شیرینه
*******************************
دلم را که مرور میکنم
تمام آن از آن توست
فقط نقطه ای از آن خودم...
روی آن نقطه هم
میخ میکوبم
و قاب عکس تو را می آویزم...
*******************************
یک سوزن از ابروی تو
با یک نخ از گیسوی تو
آرام می دوزد به هم
چشم مرا با روی تو
*******************************
آسمان فرصت پرواز بلند است ولی
قصه این است چه اندازه کبوتر باشی ...
*******************************
می سپارم به نسیم ، بوسه از جنس بلور
دل من تنگ تو باز ، باد در حال عبور
بوی چشمان تو را میرساند به مشام
می دهد آرامش ، به دل نا آرام
*******************************
خواب هایت را با که شریک میشوی نميدانم
اما هنوز
شـریک تمام بیخوابی های من تـویی !!
*******************************
سالهاست که معنای این را نفهمیده ام
“رفت و آمد” یا “آمد و رفت” ؟
آدمها میروند که برگردند ، یا میآیند که بروند...