مجموعه 123
ساقه شکستن قانون طوفان است
تو نسیم باشو نوازش کن...
*************************************
رفیق هر شب و هر روزی دل
غمت تا بوده، بوده روی دل
بگردان گوشه ی چشمی و بنگر
چه حالی دارد آتش سوزی دل
*************************************
ای کاش میدانستم، ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین
قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد
و آخرین کس که مرا فراموش میکند کیست
*************************************
روزگاری بیدی را شکستند
به نامردی تبر به ریشه اش بستند
ولی افسوس همانهایی شکستند
که روزی زیر سایه اش می نشستند
*************************************
مگر میشود با سنگ انداختن پیاپی در آب، ماه را از حافظه ی
آب گرفت؟
*************************************
تو مثل شمعدانی ها پر از راز و زیبایی
من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستت دارم
*************************************
رفیق هر شب و هر روزی دل
غمت تا بوده، بوده روی دل
بگردان گوشه ی چشمی و بنگر
چه حالی دارد آتش سوزی دل
*************************************
تو مثل شمعدانی ها پر از راز و زیبایی
من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد
که تو یک شب بگویی دوستت دارم
*************************************
چشم بر هم نهادم گردش دوران گذشت
بهر یک نفر سخت و بهر دیگری آسان گذشت
روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی
یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت
*************************************
دست من کوتاه از دیدار توست
قلب من اما همیشه یاد توست
بهترینم هرکجا هستی بدان
هر کجا باشم دلم در یاد توست