ساقه شکستن قانون طوفان است

تو نسیم باشو نوازش کن...

*************************************

رفیق هر شب و هر روزی دل

غمت تا بوده، بوده روی دل

بگردان گوشه ی چشمی و بنگر

چه حالی دارد آتش سوزی دل

*************************************

ای کاش میدانستم، ای کاش میدانستم پس از مرگم اولین

قطره ی اشک را چه کسی برایم میریزد

و آخرین کس که مرا فراموش میکند کیست

*************************************

روزگاری بیدی را شکستند

به نامردی تبر به ریشه اش بستند

ولی افسوس همانهایی شکستند

که روزی زیر سایه اش می نشستند

*************************************

مگر میشود با سنگ انداختن پیاپی در آب، ماه را از حافظه ی

آب گرفت؟

*************************************

تو مثل شمعدانی ها پر از راز و زیبایی

من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد

که تو یک شب بگویی دوستت دارم

*************************************

رفیق هر شب و هر روزی دل

غمت تا بوده، بوده روی دل

بگردان گوشه ی چشمی و بنگر

چه حالی دارد آتش سوزی دل

*************************************

تو مثل شمعدانی ها پر از راز و زیبایی

من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم

تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد

که تو یک شب بگویی دوستت دارم

*************************************

چشم بر هم نهادم گردش دوران گذشت

بهر یک نفر سخت و بهر دیگری آسان گذشت

روزگاری خواهد آمد با خودت نجوا کنی

یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت

*************************************

دست من کوتاه از دیدار توست

قلب من اما همیشه یاد توست

بهترینم هرکجا هستی بدان

هر کجا باشم دلم در یاد توست