مجموعه 152
یه گــدا داشتیم تو محلمون
هرچى خیابون شلوغ تر میشد این فلج تر میشد
یه بار راهپیمایى شــد ایــن رفت تو کما !
********************
نهنگ ، نهنگ !
خواهـش مــن از لپ تاپــم وقـتی هنگ می کنه
و بـه پرت پرت میفته …
********************
در قرض دادن پول به دوستانت احتیاط کن
مبادا هردو را ازدسـت بدهی !
********************
بــه داداشم گفتم لپتاپم رو بده ،
کلا دو مـتر از هم فاصله داشتیـم …
دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده …
آخرش گذاشتش روی یـه پتو گفت بکِش از اون ور …
یه همچین آدم های لارجی هستیم ما …
********************
بابام خسته و کوفته از سر کار اومده خــونه …
بهـش مـیگم سلام بابا …
میگه : ببین پسرم ،
سلام سلامتی میاره !
سلامتی شادی میاره !
شادی عشق میاره!
عشق همسر !
همسر بچه !
بچه دردسر !
دردسر بدبختی !
بدبختی مریضی !
مریضی مرگ !
پس سلام و زهــر مار !
بـرو بتمــرگ پاى فیسبوکت …
********************
مـن هـروقت زمین میخورم بـه جای اینکه ببینم کجام داغون شده
فقط نگاه مـیکنم دورم کسی نباشــه …
بعد مـیام خونـه میبینم عـــههههه دستم قطع شـده !
********************
همـون وقتی کــه ترجیــح داده شــد بـه جای تابلوی
” از سرعت خود بکاهید “
از سرعت گیر استفاده بشــه
بشر فهمیـده بود کـه به شعورش امیدی نیست …
********************
به استادم میگم : استاد ما نسل سوخته ایم بخدا …
گفت : نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته ایید …
هیچی دیگــه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانـع نشــده بودم !
********************
من فـقط عاشق اینم روی ســیمِ برق بشــینم
حواست به مـن نباشه دزدکی بهـت ب.ر.ی.ن.م
” کفتر سیاوش قمیشی “
********************
چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچـه استفاده میکنن
که چشم رو نمیسوزونـه تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن ؟
چش ما چش سگــه ؟؟