مجموعه 164
فرض کنین اعتمادی که آدما بهتون دارن سرمایهایه که تو بانک دارین
همیشه سعی کنین از سودش خرج کنین نه از اصل پول
**********************
ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ
ﻣﻨﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﯿﺪﺍﺩﻡ ﮐﻪ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﺗﻘﻠﺐ ﮐﻨﻪ !
ﺍﻭﻧﻢ ﻓﻘﻂ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﺪﺍﺩ،
ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﭘﺎ ﺷﺪ ﻭﺭﻗﻪ ﻫﺎﺭﻭ ﭘﺨﺶ ﮐﺮﺩ
**********************
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﻮ ﮔﻮﮔﻞ ﺳﺮﭺ ﮐﺮﺩﻩ
ﻗﯿﻤﺖ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻣﺠﻠﺴﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻢ!
ﮔﻮﮔﻞ ﻫﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻩ:
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﮕﻢ ...!
**********************
عاقا مورد داشتيم دختره فهميده لاين داره فــــ.يلتر ميشه
پست گذاشته:
مقام قضايي عجقم ، چلا ميخواي لاين و فيــــ.لتر كني ، قلبونت بلم ، اگه
لاين وفـــ.يلتر كني منم جوجو ميشم جيك جيك ميتونم، بعد ديگه چطوري
بگلدم دنبال شوهر؟؟؟؟
گفته ميشه اون مسؤل قضايي ٩٠ ضربه چاقو به خودش زده و در آخرين
لحظات عمرش فيــــ.لترينگ لاين رو برای همیشه كنسل كرده...
**********************
دیروز یه موتوری افتاده بود زمین
رفتم بهش گفتم الان زنگ میزنم اورژانس
موبایلشو داده میگه
نه فقط یه عکس تو همین حالت ازم بگیر بزارم واتس آپ
**********************
محققین معتقدند اگربه لیمو شیرین تلخ شده سرکه و اب لبو ومقداری
جوش شیرین اضافه کند وبه مدت ده دقیقه ، بجوشانید و سپس صاف کرده
ان را با کمی نعنای خشک مخوط کنید وده روز در معرض نور غیر مستقیم
افتاب قرار دهید که بطوری مواظب با شید که گرد غبار بر روی ان ننشیند
دیگر بیکار نخواهید بود
**********************
دعای یک مرد:
خدایا کودکی ام را دادی و گرفتی
جوانی ام را دادی و گرفتی
چند ساله که زن دادی
خواستم یادآوری کرده باشم !
**********************
طرف توی دستشویی بوده که برق می ره. جیغ می زنه. زنش می گه:
برق رفته، چرا جیغ می زنی؟ می گه: فکر کردم زیاد زور زدم کور شدم!
**********************
نقل است روزی شیخ و مریدانش در راهی بودند به ناگاه مگسی دیدن
پریشان حال که مادام اوق میزد! شیخ از مگس دلیل پریشان حالیش را
جویا شد مگس به شیخ گفت: در حال اطعام مدفوع بودم که در آن مو یافتم
پس شیخ و مریدانش جامه بدریدند و سر بر کوه بگذاشتند