كاش مي شد گريه را تهديد كرد

مدت لبخند را تمديد كرد

كاش مي شد در ميان لحظه ها

لحظه ي ديدار را نزديك كرد

****************

يك شبي با ياد تو بدرود خواهم گفت و رفت

خاطراتت را به جوي آب خواهم گفت و رفت

در فرار شعرهايم يك شبي خواهم نشست

آخرين اشعار خود را بر تو خواهم گفت و رفت

****************

شبي غروب مي كنم كنار چشمهاي تو

وبي گناه مي روم به دار چشمهاي تو

من از تمام عاشقي به اين بسنده مي كنم

كه يك دقيقه سر كنم كنار چشمهاي تو

****************

يك عشق عروج است و رسيدن به كمال

يك عشق غوغاي درون است و تمناي وصال

يك عشق سكوت است و سخن گفتن چشم

يك عشق خيال است و....خيال است و....خيال

****************

وقتى از غربت ایام دلم میگیرد
مرغ امیدمن از شدت غم میمیرد
دل به رویاى خوش خاطره هام مي بندم
بازهم خاطره ها دست مرا میگیرد

****************

تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست
 من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

****************

گر تو خواهي كه بجويي دلم امروز بجوي

ورنه بسيار بجويي و نيابي بازم

****************

دوستى، فصل قشنگیست پر از لاله سرخ

دوستى، واسطه ي عشق ميان من و توست

دوستى،رنگ قشنگیست پر از رنگ خدا

دوستى، حس عجیبیست میان من و تو

****************

حافظ ز چشمان قشنگ تو غزل ساخت
هر كس كه تو را ديد به چشمان تو دل باخت
نقاش غزل تا كه به چشمان تو پرداخت
ديوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت

( نظر یادتون نره! )