مجموعه 75
دل من در طلب روی تو ای مونس جان
خاک راهیست که در دست نسیم افتاده است . . .
-----------------------------
یکباره بهانه ای به سر خواهم کرد
تن پوش غم از قلب به در خواهم کرد
بر شوق رسیدن تو دل خواهم داد
هم دوش هوای تو سفر خواهم کرد . . .
-----------------------------
روی باغ شانه هایت هر وقت اندوهی نشست
در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم . . .
-----------------------------
قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه ی پر حادثه حاضر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
-----------------------------
به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام
بی خیال تو و ابروی کمانت شده ام
اشکم از دیده فرو ریخت و رسوایم کرد
حرف آخر ، تو کجایی ؟ نگرانت شده ام !
-----------------------------
فکر نکن مسافری و من فقط راه عبورم
تکیه کن به من عزیزم من همان سنگ صبورم
-----------------------------
عشق یعنی رفتن از شهر بهار
با دو چشم تر به سوی روزگار
عشق یعنی بی وفایی های یار
عشق یعنی سالها در انتظار . . .
-----------------------------
پناهی نیست جز آوار
رفیقی نیست جز دیوار
کجایی ای چراغ عشق
منو از سایه ها بردار . . .
-----------------------------
چو گل های شقایق داغدارم
بیا پروانه شو بنشین کنارم
بزن مرهم به زخم قلبم ای دوست
که خنجر خورده ی این روزگارم . . .
-----------------------------
آسمان کوچک من همه شب بارانیست
همه شب در تب چشمان ترم مهمانیست
شکوه از فاصله ها نیست که از قلب من است
غم و اندوه دل عاشق من پنهانیست . . .
( نظر یادتون نره! )